خرید بک لینک

مختصری پیرامون بابیت و بهاییت گرد آوری: سپهر سجادی تابستان1391 مقدمه سرزمین های اسلامی از دیر باز به واسطه برخورداری از مواهب بیشمار الهی اعم از نعمات مادی و غیر مادی کانون توجه دولتهای بزرگ استعماری قرار گرفته و  هر یک از قدرتهای بیگانه چه پیدا  و چه چنهان سودای دستیابی و سلطه بر میراث مردمان مشرق زمین را در سر پرورانده اند ، آنان گاه با رویارویی و تهاجم  آشکار بر سرزمینهای مورد نظر تاخته اند و گاه با تمسک به حیله و نیرنگ تفرقه انداخته حکام دستنشانده خویش را بر مال و جان مسلمین موستولی ساخته اند. سرزمین ایران نیز از  توطعه استعمار بدور نبود  و  از اوائل قرن نوزدهم  میلادی با دسیسه و نیرنگ قدرتهایی چون امپراطوری روسیه و بریتانیا شاهد تفرقه افکنی گروه ها و فرقه های وابسته ای بود که هدفی جز تضعیف اقتدار کشور ، نابودی وحدت و انسجام مذهبی و  استیلا بر منابع نداشتند. عوامل بیگانه - که به دنبال نفود در حکومت قاجار توانسته بودند شناختی جامع از اسلام  و تشیع بدست آورند - آموزه های اصیل اسلامی را مانعی عظیم در دستیابی به اهداف خود دانسته و با ایجاد فرقه های مجعولی چون شیخیه و بابیه اقدام به تفرقه افکنی میان امت مسلمان نمودند. این نوشتار در تلاش است با بیانی مختصر  خوانندگان را با نحوه پیدایش فرقه بابیت و بهاییت آشنا نموده و  پرده از آموزه های کفر آمیز این فرقه ها و وابستگی های آنها بردارد ، امید است خوانندگان نسبت به مطالعه و تحقیق بیشتر نسبت به کتب بسیاری که در رد عقاید این فرقه ها تحریر شده ، تشویق شده و در افزایش آگاهی خود کوشش نمایند. بستر تاریخی ظهور فرقه های جدید کشور ایران در دوره حکومت متزلزل قاجار همواره دستخوش تحولات سیاسی و اجتماعی گسترده ای بود ، لشکر کشی های متعدد روسیه تزاری و عثمانی از یکسو وابستگی دولت مردان و پادشاهان قاجار به عوامل بیگانه (چون روس و انگلیس) از سوی دیگر ، ذشواریهای بسیاری را بر این سرزمین تحمیل نمود . وابستگی فکری روشنفکران و ناآگاهی و یبسوادی توده عظیم جمعیت بستری مناسب برای نفوذ دول استعماری از طریق ترویج و اشائه آموزه های ضاله ای چون بابیت را به وجود می آورد که تفرقه شیعیان و تضعیف مقاومت مسلمین را در پی داشت. وضعیت اسفبار معیشتی مردمان ،فقر، کمبود نان ، ظلم حکام و والیان محلی در اخذ مالیات همگی شرایطی را پدید آورد تا در سایه آنها رشته ای از شورشها به سرکردگی میرزا علی محمد جامعه ایرانی را متزلزل تر نماید و زمینه حضور پر رنگ تر قدرتهای بیگانه را فراهم آورد. این نا آرامیها در کنار شورشهای ایلی و محلی هر چه بیشتر ضعف و ناکارآمدی پادشاهان قاجار را هویدا کرده آنان را به دامن قدرتهای استعماری متمسک می نمود و مافع سرزمین را فدای متامع آنان میگرداند. به هر جهت آنچه از لحاظ تاریخی مسجل است شورش بابیه جدی ترین چالش در برابر دولت قاجار در نیمه نخست سده نوزدهم یعنی در پنج سال اول سلطنت ناصر الدین شاه قلمداد میشد که همگنی مذهبی ایران را نشانه رفته بذر نفاق را در این سرزمین می افشاند.   ظهور باب و بابیت در  گیر رودار نا آرامی های متعدد شهری و ایلی در سالهای ابتدایی حکومت ناصر الدین شاه قاجار که کشور ما عرصه نفوذ و تاخت و تاز بیگانگان قرار گرفته بود در گوشه و کنار این سرزمین شورشها و مکاتبی رخ مینمود که هر یک با آرمانی خاص اهداف اربابان و موسسان آنها را دنبال میکرد . از مهم ترین این فرقه ها فرقه بابیه بود که به بواسطه افکار و عقاید سید علی محمد بوجود آمده و گسترش می یافت. سید علی محمد متولد 1819 میلادی در شیراز به دنیا آمد و تعلیمات مذهبی را در مکتب شیخ محمد عابد در شیراز آغاز نمود. شیخ عابد که خود از شاگردان سید کاظم رشتی بود برخی از آموزه های رشتی را که مبدع فرقه رشتیه بود به علی محمد آموخت . علی محمد مدتی در ایام جوانی (تا بیست سالگی) دربوشهر دست به کارهای عجیبی چون تسخیر ستارگان و خواندن اوراد در زیر آفتاب طاقت فرسای بوشهر می زد، سید علی محمد پس از چندی به عراق رفته در مجلس درس کاظم رشتیه حاضر میگردد. وی پس از بازگشت به شیراز ابتدا خود را از فدایان حضرت بقیه الله (عج) نامید و پس از پنج سال ادعای بابیت (رابط امام زمان(عج)) در 1264 وی ادعای قائمیت نمود، باب در پی این ادعا توسط حاکم بوشهر دستگیر و در حضور علما در مسجد وکیل شیراز توبه کرده دعاوی خود را انکار نمود. آنچه که از مطالعه نگاشته های کینیاز دالگورکی سفیر کبیر روسیه در ایران مستفاد می شود حاکی از آن است که علی محمد نزد این سفارت دارای محبوبیت بوده چنانچه دالگورکی می نویسد: "همین که به من اطلاع رسید که باب وارد اصفهان شده یک نامه دوستانه به معتمد الدوله حکمران اصفهان نوشتم و سفارش سید را نمودم که از دوستان من و دارای کرامت است از او نگهداری کنید". پس از درگذشت حاکم اصفهان و انتصاب حاکم جدید علی محمد دستگیر و روانه تهران گشت و سپس به تبریز تبعید گردید سید علی محمد در 1246ه ق مجددا ادعای قائمیت نمود پس از چندی پا را فراتر نهاده در در سال 1260 ه ق ادعای پیامبری نمود و کتاب خود را با عنوان بیان جایگزین قرآن خواند. باب به پیامبری هم قانع نبود و  مدتی بعد ادعای خداوندی نمود وی در کتاب بیان فارسی مینویسد: "من خدا هستم و جز من خدایی نیست ... ای مخلوق من مرا پرستش کنید..." و در جای دیگر خطاب به میرزا یحیی که از پیروانش بود می نگارد: "گواهی بده بر من که نیست خدا جز من که مقتدر و محبوب هستم" در پی چنین عقاید باطل و کفر آمیزی این خدای مقتدر مجعول به دیوانگی ملقب گشت و سر انجام در 1266 ه ق به دستور وزیر با کفایت وقت امیر کبیر  در کنار خندق تبریز تیرباران شد. پس از تیرباران باب ،دالگورکی از اینکه سر رابطه وی با علی محمد باب بر پادشاه مستور مانده ابراز خوشنودی مینماید و از این رسوایی نجات میابد ظهور بهاء و بهاییت ميرزا حسينعلي نوري (بهأالله) در سال 1233 قمري در تهران به دنيا آمد. پدرش «ميرزا عباس» به كار منشيگري و حسابداري و معلمي در خانه شاهزادگان و اشراف روزگار اشتغال داشت و حسينعلي خواندن و نوشتن را نزد پدر آموخت. البته او بعدها ادعاي «امّي» بودن كرد، اما خواهرش اين امر را تكذيب مي كند. با پيدايي «سيدعلي محمد شيرازي» (باب)، ميرزا حسينعلي با پيروي از فرقهه بابيگري كم كم از سران مهم فرقه «بابيه» مي شود. وي در افتضاحات «بدشت» واقع در حوالي شمال شرقي كشور كه در آنجا هواداران و پيروان «باب» نسخ دين مبين اسلام را اعلام كردند، حضوري فعال داشت. در اين روز طاهره قره العين با چند تن از مردان پيرو باب همبستر شد و چون خبر اعمال زشت و غير اخلاقي و پرده دري هاي آنان به محمدشاه قاجار رسيد فرمان قتل او را صادر كرد. اما با مرگ محمدشاه اين فرمان اجرا نشد و ميرزاحسينعلي با حمايت مأموران سفارت روسيه به تهران بازگشت. پس از آغاز پادشاهي «ناصرالدين شاه»، ميرزاتقي خان اميركبير كه از نقش ميرزا حسينعلي نوري در تحركات و بلواي بابيان خبر داشت، او را به عراق تبعيد كرد. ميرزا حسينعلي نوري پس از عزل و قتل ناجوانمردانه اميركبير، كه بهائيان آن را انتقام الهي مي نامند، و در ايام صدارت ميرزا آقاخان نوري به ايران بازگشت و در رأس يك گروه، برنامه اي را براي ترور «ناصرالدين شاه» طراحي كرد. آنان با ششلول و قداره به شاه حمله بردند. اما اين طرح ناكام ماند و كليه «بابيان» فعال در اين برنامه بازداشت و به فرمان شاه به اعدام محكوم گرديدند و از ميان آنها تنها «ميرزاحسينعلي نوركجوري» (بهأالله) با دخالت سفير روس جان سالم به در برد. ناصرالدين شاه كه از حادثه ترور سخت به خشم آمده بود، آنچنان كه بايد و شايد به خواسته هاي سفير روسيه توجه نمي كند و «ميرزا حسينعلي» را به زندان مي اندازد. اما به اين سبب كه وي با مساعدت و موافقت دولت روسيه به سلطنت رسيده بود و توان مقابله با قدرت استعماري روسيه تزاري را نداشت و پرنس دالگوركي سفيرروسيه هم مرتباً ماجرا را دنبال مي كرد، سرانجام با اين شرط كه «ميرزا حسينعلي نوري» (بهأالله) براي هميشه از ايران تبعيد شود، با آزادي او موافقت مي كند. حسین علی بها نیز همچون معلم خویش گاه خود را فرستاده امام حسین(ع) گاه یظهر الله یاد میکند و در نامه به پاپ رجعت خود را رجعت مسیح میداند وی در کتاب اقدس ادعای رسالت و پیامبری میکند و بالاخره در کتاب مبین ادعای خدایی خود را اینگونه مطرح میکند: "نیست خدایی جز من ،زندانی تنها" و یا " بگو در هیکل من دیده نمی شود مگر هیکل خدا و در جمالم دیده نمی شود مگر جمال خدا و..." حسینعلی بهاء در سن 76 سالگی از دنیا رفت و عباس افندی ملقب به عبدالبهاء رهبر فرقه بهاییت گشت ، وی با تقیه فرقه خود را به عنوان شاخه ای از اسلام معرفی نموده و در مجالس مسلمانان تبلیغ مینمود. بهاییت پس از عبد البهاء از آنجا که همواره خانه و کاشانه کفر و نفاق محکوم به شکست و اضمحلال است چه در زمان حیات عبدال بهاء و چه پس از مرگ وی این فرقه تباه شاهد تفرقه ای درونی بود. پس از اعدام باب می توان به دو فرقه ازلی و بیانی و پس از مرگ عبدالبهاء به فرقه هایی چون بهایی،ثابتین(طرفداران شوقی افندی یا همان عبد البها)،ناقضین(طرفداران محمد علی)، سهرابی(طرفداران میرزا احمد سهراب) ،طرفداران میسون ریمی و طرفداران روحیه ماکسول اشاره کرد. اخلاق بابیان و بهاییان بابيان وبهائيان توسل به زور را براي پذيرفتن آئين خودمنع كرده بودند، مگر در مورد مسلمانان كه مال و جان و ناموس آنان را مباح اعلام كرده و حتي آنان را شكنجه مي دادند و سپس به شهادت مي رساندند. البته قساوت و سبعيت از جمله خصائص اوليه اعضاي فرقه بابيت بوده كه فريدون آدميت در مورد آنان گفته است :"آنان در جريان شورشهاي خود با مردم و نيروهاي دولتي رفتاري سبعانه داشتند و اسيران جنگي رادست و پا مي بريدند و در آتش مي سوزاندند". او بساط بهأ را از روز نخست مبتني بر دستگاه ميرغضبي و آدمكشي مي داند و عبدالحميد آيتي نيز بهائيان را داراي اخلاقي خشن و سخت دل و كينه جو و متظاهر به مهر و محبت معرفي مي كند. در اين مورد مي توان به حادثه تلخ قلعه طبرسي مازندران و حوادث خونبار «زنجان» توسط بابيان كه با قتل و غارت و جنايات بيشماري همراه بود و بالأخره پس از خونريزي بسيار توسط حكومت سركوب شد، اشاره كرد.         تفکری در آرمان و عقاید بهاییت هر دو فرقه بابیت و بهاییت با سود جستن از نا آگاهی برخی افراد به ذکر آرمانها و عقاید به ظاهر مطلوب و مترقیانه پرداخته اند و از این راه بر شمار پیروان خود افزوده اند، تاکید بر برقراری عدالت ،برابری زن و مرد و احکام اقتصادی جدید از جمله ترفند هایی است که این فرقه برای جذب افراد و ارایه وجهه ای موثق و معقول بکار برده است. فرقه بهاییت در زیر چتر این آموزه ها برخی از اصول و نمادهای شریعت اسلام را به تحریف میکشاند که همگی در جهت تضعیف مسلمانان بود، به گفته آیتی که خود از بهاییان برگشته از فرقه است بهاء میل به بی حجابی زنان داشته و  این ارزش اسلامی را تلویحا نفی نموده است. بهاء پایه روزه را بر19 روز نهاده و مسکرات را در مقدار کم حلال میداند ، حسین علی بهاء بهشت را منحصر به لقای خود کرده آنرا پاداش کسی می داند که باب و بها از  او راضی باشند. بهاییان نماز جماعت که مظهر همبستگی و اتحاد امت اسلامیست را جز در مورد نماز میت جایز نمیدانند و معتقدند واجب است تمام نمازها فرادا خوانده شود. بهاییان درخصوص  دخالت در سیاست عقاید متناقضی بروز داده اند گاهی مداخله در آن را جایز نمی دانند  و گاه مراوده با سیاسیون را جوهر کار می دانند که البته چنین تناقض گویی ها در این فرقه بسیار است.   بهاییت و بیگانگان وابستگی و  تحت الحمایگی فرقه های بابیه و بهایی به قدرتهایی چون امپراطوری روس (در ابتدای شکل گیری این فرقه) و سپس به انگلستان و آمریکا در مطالعه رویداد های این فرق ضاله آشکار میگردد عباس افندی ملقب به عبدالبهاء بار ها زبان به ستایش انگلستان گشوده  و از خداوند برای ژرژ پنجم پادشاه انگلستان توفیق و یاری طلب میکند. وی در سخنرانی خود در نیویورک می گوید: "ملت ایران مواد ثروتش همه در زیر خاک است امیدوارم ملت آمریکا سبب شوند که آن ثروت ظاهر شود و ارتباط تام میان ایران و آمریکا حاصل گردد" این آرزوی افندی در دوران حکومت پهلوی دوم که نفوذ بهاییان در دربار شدت گرفته بود به حقیقت پیوست و سالین دراز ایالات متحده را بر منابع این سرزمین موستولی نمود. ارتباط بهاییان با دولت فرانسه نیز  بواسطه بر خی متون و نامه ها به تایید رسیده ، آنگونه که در این نامه میخوانیم:  " از طهران چند مکتوب رسید که اولیاء سفارت فرانسه اصرار دارند که بعضی از مبلغین به صفحات افریق یعنی تونس و الجزایر توجه نمایند و از اولیای دولت فرانسه نهایت رعایت خواهد شد تا جماعت آن سامان را تبلیغ نمایند " .  دولت فرانسه نیز با ورود فرقه بهاییت در سرزمینهای اسلامی آفریقا قادر به ایجاد تفرقه و شکاف در صفوف مسلمین آن دیار میگرددید. فرقه بهاییت ارتباط گسترده ای با سران انگلستان داشته.بعد از انتقال رهبری بابیت و بهائیت به عراق و سپس فلسطین، رهبران این فرقه خود را به تابعیت انگلیس در آوردند به طوری كه پس از پایان جنگ جهانی اول به پاس خدماتی كه عبدالبهاء برای انگلیس انجام داده بود طی مراسمی لقب سر (Sir) و بزرگترین نشان خدمتگزاری، نایت هود (Knight Hood) را دریافت كرد. بهاییت همچنین در اثر حمایت های آمریكا،به ستون پنجم و یكی از ابزارهای استكباری آمریكا بعد از جنگ جهانی اول مبدّل شد. پادشاه عثمانی نیز برای قدردانی از حمایت های عثمانی از بهائیت، لوحی برای عبدالبهاء نازل كرده و از او تشكر نمود.بهائیت از اول پیدایش خود با یهود همكاری داشت، به طوری كه دكتر احمد شلبی در كتاب مقارنة الادیان الیهودیه می آورد: "هیئت بین المللی حیفا در نامه ای به محفل روحانی ملی بهائیان ایران در اول ژوئیه 1952 رابطه شوقی افندی رابا حكومت اسرائیل اعلام داشته" همچنین در مجله اخبار امری سال 1340 دی ماه مساله ملاقات همسر شوقی افندی با بن گوریون ( نخست وزیر وقت اسرائیل ) مطرح می شود که گفت و شنود ما بین اینها بسیار بحث برانگیز و جالب است . در این مجله آمده است: " خانم ربانی(از رهبران بهایی) بدون اندک تردید با نهایت تأکید اضهار می دارد که ما به اینجا تعلق داریم اگر قرار باشد قائل به تمیز و امتیاز هم شد من ترجیع می دهم که جوانترین ادیان در یکی از تازه ترین کشورهای جهان نشو و نما نماید و در حقیقت باید گفت آینده ما چون حلقات زنجیر به هم پیوسته است " . به هر جهت آنچه مسلم است فرقه بهاییت از ابتدا با همکاری و اطلاع قدرتهای استعماری آن دوران شکل یافته و تا هم اکنون مورد حمایت و پشتیبانی دولتهای غربی قرار داشته است.  

برچسب: نویسنده: هیراد میرزایی تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 6:36

صفحه بندی