سندل در کتاب دیگر خود تحت عنوان آنچه با پول نمی توان خرید مرز هایی عینی از اخلاق و بازار را به تصویر می کشد، مصادیق وی که نقادی جامعه لیبرالیستی ایالات متحده به شمار می رود در نهایت سادگی مفاهیم عمیقی را منتقل می نماید و با وجود تفاوتهایی جزئی در بسیاری از جوامع قابل تعمیم است، گاه مطالعه کتاب مذکور اینگونه تداعی می کند که کتاب در خصوص مشکلات موجود در جامعه معاصر ایرانی به رشته تحریر در آمده چرا که مصادیق ذکر شده از جانب سندل به غایت با واقعیات جامعه امروزی ایران مطابقت دارد. سندل سعی دارد مرزهایی را که عبور از آنها اخلاق و فضیلت های جامعه را دست خوش آسیب می سازد عیان کند و از این مسیر ما نیز می کوشیم بهره ای از اسیب های برداشتهای لیبرالیستی در جامعه ایرانی را مشخص سازیم.
به زعم سندل در سه دهه اخیر بازار ها و ارزشهای بازاری به طور بی سابقه ای به زندگی ما حاکم شده اند و تقریبا بر این اساس هرچیزی قابل خرید و فروش شده. سندل بر این باور است که این وضعیت با انتخاب آگاهانه خود ما بوجود نیامده و الزامات نگرش ثروت اندوزی و رفاه طلبی ویژه ای است که منطق خرید و فروش را نه فقط بر کالاهای مادی بلکه به کل زندگی حاکم می کند.( سندل،1393 ب:3)
به نظر سندل وجود نا برابری و فساد عاملی است نگران کننده که به ما در خصوص فروشی شدن همه چیز هشدار می دهد. « در جامعه ای که همه چیزش قابل فروش باشدف زندگی برای افراد بی بضاعت سخت می شود هرچه بیشتر بشود با پول خرید، ثروت یا نداشتنش مهم تر می شود»( همان :5)
علت دیگر از دیدگاه سندل به مکانیسم قیمت گذاری روی چیز های خوب زندگی است که مایه فساد می شود...ارزشهای بازار گاهی ارزشهای دیگر را ( ارزشهایی که باید حفظ کنیم) از میدان به در می کند و در این رهگذر حوزه های مختلف زندگی مدنی و اجتماعی را مورد آسیب خود قرار می دهد.( همان :49
استدلال سندل در نقد این ارزش گذاری چنین است: « وقتی که ما نتیجه میگیریم چیزی را می شود خرید و فروش کردف در واقع تلویحا نتیجه گرفته ایم که می شود با انم مثل کالا، وسیله ای برای سود بردن و استفاده کردن، برخورد کرد. اما به این صورت هرچیزی ارزش درست خود را پیدا نمی کند مثال واضحش انسان است. برده داری کار نفرت انگیزی بود چون با انسان مثل کالا رفتار می کرد و با این نگاه نمی توان انسان را درست ارزشیابی کرد.
حوزه تکالیف مدنی، ارزشهای اجتماعی و مذهبی، تحصیلات، افتخارات و غیره و غیره آنگاه که به غالب بازاری سنجیده شود مرز های اخلاقی حاکم بر خود را در نوردیده و از آن تخطی شده است ( همان :20)
سندل در این کتاب مسائل زیر را به عنوان مصادیق جامعه آمریکایی ذکر می کند که طی آن فضیلت، عدالت و ارزشهای والای انسانی تحت الشعاع تفکر منفعت گرای لیبرالی قرار می گیرد.
مسیر تندرو یا خط لکسوس : در کشور ما فروش طرح ترافیک
شغل نوبت گیری: در کشور ما بویزه در مراکزی با ارباب رجوع بالا
بازار سیاه وقت دکتر: در کشور ما کارچاق کن های درمانی
فروش نوبت ( بازار در برابر صف ) : در کشور ما فروش آزاد فیش حج و عتبات
بازار سیاه بلیط: در کشور ما فروش بلیط مسابقات و کنسرت ها چند برابر قیمت
پزشکان ملازم : : در کشور ما زیر میزی
فروش پروانه آلوده سازی : در کشور ما مجوز فعالیت کارگاه های آلاینده
مجوز شکار کرگدن: در کشور ما مجوز شکار آهو، گاها یوز به شکارچیان تفریحی
رشوه برای درمان: در کشور ما زیر میزی
پرداخت مالیات بیشتر در برابر خدمات عمومی اجباری: در کشور ما خرید خدمت سربازی و ....
برچسب:
نویسنده: هیراد میرزایی