خرید بک لینک

ایران و آذربایجان از تنش تا همکاری

گرد آوری :سپهر سید سجادی

جمهوري آذربايجان گرانيگاه ژئوپليتيک قفقاز جنوبي و حتي حوزه درياي خزر به شمار ميرود؛ به اين دليل از ابتداي استقلال، اين جمهوري در کانون توجه بازيگران منطقهاي و فرامنطقهاي قرار گرفته است. به نوعي ميتوان گفت بيشتر منافع بازيگران اين حوزه با تضادهاي جدي رو به روست. در چنين شرايطي، سياست خارجي آذربايجان در تنگنا قرار گرفته است.

در اين ميان جمهوري اسلامي ايران به عنوان يکي از بازيگران قفقاز جنوبي اشتراکات فراواني با جمهوري آذربايجان دارد. تاريخ، مذهب، مرزهاي مشترک و نيز وجود اقوام خويشاوند در دو سوي مرز، پتانسيلهاي بسيار موثري در همگرايي دو طرف به شمار ميروند که در روابط بينالمللي کم نظير است. از اين رو، جمهوري آذربايجان در سياست خارجي و محيط فرهنگي ايران جايگاه مهمي را به خود اختصاص داده است.

با به قدرت رسیدن ابوالفصل ایلچی بیگ در جمهوری آذربایجان(1371)، باکو روز به روز از تهران فاصله بیشتری گرفت و به سمت آنکارا چرخید. ایلچی بیگ فردی پان ترک با سیاستهای ضد ایرانی بود که تصمیم گرفته بود با استفاده از الگوی ترکیه یک نظام سیاسی لائیک را در کشورش پیاده کند. معماران آذربایجان مدرن به شدت با اسلام سیاسی در مخالفت هستند و ترجیح می دهند که اسلام را در محدوده مساجد نگه دارند.

سیاستهای حزب الهام علی اف نیز تفاوت چندانی با پیشینیان خود نداشته و از الگوی لایک پیروی میکند. بر اساس قوانین آذربایجان روحانیون حق کاندیدا شدن در انتخابات را ندارند. احزاب دینی با انواع محدودیتها مواجه هستند و حزب اسلامی این کشور غیرقانونی اعلام شده و سران آن در زندان به سرمی برند.

مجلس جمهوری آذربایجان در ۲۴ آبان ۱۳۹۰ قانون آزادیهای دینی را اصلاح کرد و ممنوعیتهایی بر آن افزوده است. بر اساس قانون جدید آموزش دینی در خارج از کشور، مبادلهی شخصیتهای دینی، اجرای مراسم مذهبی توسط شهروندان آموزش دیده در خارج، فروش کتب دینی بدون مجوز و انجام هرگونه تبلیغات دینی توسط اتباع کشورهای دیگر ممنوع اعلام شده است.

تمامی اقدامات اینچنین از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران با نگاهی اعتراض آمیزهمراه بوده و رویکرد های تدافعی را به دنبال داشته است.

از سوی دیگر آذربایجان تنها در سیاست داخلی از ترکیه تبعیت نکرده است بلکه در روابط خارجی نیز مسیری مشابه ترکیه را پیش گرفته. امروزه، جمهوری آذربایجان با رژیم اشغالگر قدس روابط گرمی دارند. اسرائیل چهارمین شریک تجاری آذربایجان محسوب میشود و امیدوار است تا این كشور را پایگاه نفوذ خود بر علیه ایران كند.

همچنین روابط خوب با اسرائیل می تواند نشانه ای از سوی آذربایجان برای کسب اعتماد کشورهای غربی باشد تا در موارد نیاز بتواند از حمایت آنها بهره مند گردد.

آنچه مسلم است، روابط صمیمانه آذربایجان و اسرائیل همواره سبب اعتراض ایران بوده و بحث ترور دانشمندان هسته ای ایران این اعتراضات را تشدید کرده است. ایران ادعا می کند که سازمان اطلاعاتی اسرائیل از خاک جمهوری آذربایجان علیه ایران فعالیت می کند و به همین دلیل وزارت امور خارجه ایران مراتب اعتراض خود را نسبت اقدامات غیردوستانه آذربایجان به سفیر این کشور ابلاغ کرده است.

موضوع دیگری که بر تنشهای میان دو کشور جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان می افزاید، ادعای تروریسم و جاسوسی بر علیه ایران است .تلویزیون دولتی آذربایجان در ۲۹ دی ۱۳۹۰ گزارشی درباره یک طرح ناکام تروریستی در باکو پخش کرد مبنی بر بازداشت دو نفر به اتهام سو قصد به سفیر اسراییل در باکو. آذربایجان ادعا می کند که آنها با نهادهای امنیتی ایران در ارتباط بوده اند. با وجود تکذیب ایران، این گونه ادعاها به صورت گسترده ای در آذربایجان منعکس می شوند و رسانه های این کشور ایران را به عنوان تهدیدی برای امنیت جمهوری آذربایجان نمایش می دهند که این امر می تواند شکاف سیاسی میان دو کشور را افزایش داده و از مسیر تنش زدایی دور نماید.

مساله دیگری که توانسته هر چه بیشتر بر فضای ابهام آلود روابط دو کشور سایه اندازد احتمال پیوستن آذربایجان به ناتو میباشد. با وجود تداوم ناکامیهای ناتو در برقراری امنیت در افغانستان، عراق، کوزوو، قندهار و .... کشورهای غربی از جمله آمریکا و آلمان برای حفظ منافع خود و ادامه تسلط و سلطه گری بر کشورهای آسیب پذیر، بر گسترش ناتو و و استخدام نیروهای تازه نفس تاکید دارند که در این میان جمهوری آذربایجان میتواند گزینه مناسبی قلمداد شود

به گزارش شبکه ایران، سفیر آمریکا در آذربایجان اعلام کرد"در ماه جولای در چارچوب رایزنی های دوجانبه آمریکا-آذربایجان، امکان الحاق آذربایجان به ناتو بررسی میشود. گرچه پیوستن و موافقت مقامات آذربایجان به این پیمان قطعی نیست و به گفته "کامل هاسییف" نماینده آذربایجان در ناتو ،آذربایجان شتابی برای تصمیم گیری درباره الحاق به ناتو ندارد.

گذشته از همه این تفاسیر دو کشور در ابعاد فرهنگی، دینی، مذهبی، تاریخی و تمدنی در کنار منافع منطقهای و همجواری اشتراکات متعددی دارند. طبیعتا با توجه به این اشتراکات، انتظارها از روابط این دو کشور هم بیشتر میشود. البته اختلافاتی که میان همسایگان پیش میآید به نوع نگاه و تلقی مدیریت برخی مشکلات توسط مقامات دو کشور و میزان تبعیت از رویکردهای آگاهانه از سوی مسئولین طرفین مرتبط است.
و میتواند با بهره گیری از فرصتهای مشترک امکان بروز و گسترش اختلافات را به حد اقل کاهش دهد

جمهوری اسلامی ایران همواره تلاش داشته میان همسایگان شمالی خود به عنوان یک فصل دوستی، مشوق همکاریها و راهکارهای مسالمتآمیز باشد و البته جمهوری آذربایجان نیز علی رغم برخی اقدامات تنش زا ، با توجه به نقشی که در حوزه قفقاز و روابطی که با روسیه و ایران در منطقه دارد، تلاش نموده با دوراندیشی و خویشتنداری و راهکارهای مسالمت آمیز برخورد کند.

این رویکرد مسالمتجویانه و مدیریت روابط از سوی تهران و باکو دارای اهمیت بالایی است چراکه حوزه اشتراکات ایران و آذربایجان به مراتب بیش از اختلافات است. بر همین اساس روابط دو کشور باید در سایه اشتراکات و با تاکید بر توسعه روابط در آینده و نه تحت تاثیر اختلافها، هدایت و مدیریت شود، در این راستا اقدام به مذاکره رو در رو و در سطوح عالی می تواند از حساسیتهای موجود بکاهد اما یک رابطه پایدار و سازنده در صورتی بوجود می آید که سیاستمداران هر دو کشور از بعضی ادعاهای بی پایه و سخنان غیرمسئولانه از قبیل طرح آذربایجان شمالی-جنوبی و یا پیوستن جمهوری آذربایجان به مام میهن بپرهیزند. مسئولان دو کشور باید حساسیتهای یکدیگر را درک کنند و اختلافاتی که در نحوه اداره کشورهای شان وجود دارد را با صمیمیت پذیرفته و به رسمیت بشناسند.

خویشتن داری طرفین در زمانی که مشکلاتی در رابطه با دو کشور وجود دارد سبب می شود تا ایران و آذربایجان بتوانند در فضایی به دور از جنجال های رسانه ای اختلافهای خود را رفع کنند. مسائلی مانند کشته شدن یکی از مرزبانان ایرانی توسط مرزبانی آذربایجان - که در پاییز 1390 اتفاق افتاد - یا توقف کامیونهای ایرانی در این کشور در بهمن همان سال را می توان با پیگیری های دیپلماتیک حل و فصل کرد تا از افزایش دامنه برخوردها جلوگیری شود. به علاوه تمایل و اراده حقیقی دو کشور در اعمال یک سیاست تنش زدایی به نفع مردم هر دو کشور خواهد بود.

در این راستا شرکت المار محمدیار یاروف وزیر خارجه جمهوری آذزبایجان در شانزدهمین نشست سران کشور های غیر متعهد و پیوستن این کشور به جنبش غیر متعهد ها گامی موثر در ارتقای سطح روابط به شمار می آید که نوید بخش آینده ای روشن در روابط دو کشور خواهد بود

منابع:

1-کیانی موحد ،رضا "روابط ايران و آذربايجان در تنگناي تفسيرهاي امنيتي: ،اطلاعات هفتگی شماره 3506 هفدهم اسفند 90

2-فلاح ،رحمت الله "جمهوری آذربایجان 2010؛ تجارب پيشين چشم انداز فرارو"،سمینار آذربایجان ۲۸شهریور ۱۳۸۹ ،دانشگاه تهران

3-کلینی ، فرهاد"فصل جدیدي در روابط ايران و جمهوري آذربايجان؛ پرهیز از احساسات و گرايش به منطق" گفتگوی ویژه با خبرگذاری ایراس(ایرا – اوراسیا)

4-روابط ایران و آذربایجان دسترسی در : http://i.ir/NSite/FullStory/News/

برچسب: ایران و آذربایجان,ایران آذربایجان غربی,تاریخ روابط ایران و آذربایجان,ايران و آذربايجان,روابط ایران و آذربایجان,مرز ایران و آذربایجان,کشتی ایران و آذربایجان,جنگ ایران و آذربایجان,درگیری ایران و آذربایجان,ایران و جمهوری آذربایجان, نویسنده: هیراد میرزایی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 6:50

صفحه بندی